قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1845
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و بيست و نهم از رحلت خير البشر در اين سال ، قرامطه حجر الأسود را كه در سال سيصد و هفتم از رحلت آن سرور برده بودند ، باز به مكّه بازگردانيده از اين جهت مسلمانان بسيار خوشحال شدند « 1 » . و در اين سال سيف الدّولة بن حمدان با سى هزار لشكر متوجّه بلاد روم شد و بسى از قلاع ايشان را فتح نمود و خلقى بسيار به قتل رسانيد و غنايم بىشمار به دست آورد ، امّا در وقت بازگشتن روميان سر راه او را گرفته اضعاف مضاعف آنچه او از مردم روم كشته بود به قتل رسانيدند و تمامى اموال خود را با اضعاف آن متصرّف شدند ، چنانچه خود با اندك جماعتى به هزار حيله جانى به سلامت بردند . و در همين سال ابو جعفر صيمرى وزير معز الدّوله وفات يافت و در جاى او ابو محمّد الحسن بن محمّد مهلّبى به منصب وزارت قرار گرفت . و در اين سال كار عمران بن شاهين به جايى رسيد كه مكرّر معزّ الدّوله لشكر به دفع او فرستاده همه باز شكست يافته باز مىگشتند ، تا آنكه بالضّروره معزّ الدّوله با او صلح كرد و بعضى از آن ولايات را به او واگذاشت . و از جمله وقايع اين سال وفات ابو نصر فاريابى است كه از كبار حكماى روزگار و ملقّب به « معلّم ثانى » است . و معلّم اوّل ارسطو را گويند . اين ابو نصر از تركان فارياب است و فارياب
--> ( 1 ) . بركنندهء حجر الأسود در سال سيصد و هفده هجرى شخصى بود از قرامطه به نام « ابو طاهر سليمان بن ابى سعيد قرمطى » و كسى كه آن سنگ مطهّر را بعد از بيست و دو سال به جايگاه خود عودت داد باز شخصى بود از قرامطه به نام « سنبر بن الحسن بن شنبر » كه در حين وضع آنچنين گفت : اخذناه بقدرة اللّه و رددناه بمشيته . ( نجوم الزّاهره ، ج 3 ، ص 302 ) به تصريح ابن أثير ، بجكم ترك حاضر شده بود در قبال تحويل و اعادهء آن سنگ به محل اصلى خود پنجاه هزار دينار به قرامطه بدهد ، ولى آنها اين پيشنهاد را رد كرده بودند ، امّا بعدا بدون توقّع دريافت پولى آن سنگ را به مكّه عودت داده بودند ؛ - الكامل ، ج 14 ، ص 204 .